حكيم ابوالقاسم فردوسى
459
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
برهنه نوان دخت افراسياب * بر رستم آمد دو ديده پر آب برو آفرين كرد و پرسيد و گفت * همى بآستين خون مژگان برفت كه بر خوردى از جان و ز گنج خويش * مبادت پشيمانى از رنج خويش بكام تو بادا سپهر بلند * ز چشم بدانت مبادا گزند هر اميد دل را كه بستى ميان * ز رنجى كه بردى مبادت زيان هميشه خرد بادت آموزگار * خنك بوم ايران و خوش روزگار چه آگاهى استت ز گردان شاه * ز گيو و ز گودرز و ايران سپاه نيامد بايران ز بيژن خبر * نيايَش نخواهد بدن چاره گر كه چون او جوانى ز گودرزيان * همى بگسلاند به سختى ميان بسودست پايش ز بند گران * دو دستش ز مسمار آهنگران كشيده بزنجير و بسته ببند * همه چاه پر خون آن مستمند نيابم ز درويشى خويش خواب * ز ناليدن او دو چشمم پر آب بترسيد رستم ز گفتار اوى * يكى بانگ برزد براندش ز روى به دو گفت كز پيش من دور شو * نه خسرو شناسم نه سالار نو ندارم ز گودرز و گيو آگهى * كه مغزم ز گفتار كردى تهى برستم نگه كرد و بگريست زار * ز خوارى بباريد خون بر كنار به دو گفت كاى مهتر پر خرد * ز تو سرد گفتن نه اندر خورد سخن گر نگويى مرانم ز پيش * كه من خود دلى دارم از درد ريش چنين باشد آيين ايران مگر * كه درويش را كس نگويد خبر به دو گفت رستم كه اى زن چبود * مگر اهرمن رستخيزت نمود همى بر نوشتى تو بازار من * بدان روى بد با تو پيكار من بدين تندى از من ميازار بيش * كه دل بسته بودم ببازار خويش و ديگر بجايى كه كىخسروست * بدان شهر من خود ندارم نشست ندانم همى گيو و گودرز را * نه پيمودهام هرگز آن مرز را بفرمود تا خوردنى هرچ بود * نهادند در پيش درويش زود يكايك سخن كرد ازو خواستار * كه با تو چرا شد دژم روزگار چه پرسى ز گردان و شاه و سپاه * چه دارى همى راه ايران نگاه منيژه به دو گفت كز كار من * چه پرسى ز بد بخت و تيمار من كزان چاه سر با دلى پر ز درد * دويدم بنزد تو اى رادمرد زدى بانگ بر من چو جنگاوران * نترسيدى از داور داوران منيژه منم دخت افراسياب * برهنه نديدى رخم آفتاب كنون ديده پر خون و دل پر ز درد * ازين در بدان در دوان گرد گرد همى نان كشكين فراز آورم * چنين راند يزدان قضا بر سرم ازين زارتر چون بود روزگار * سر آرد مگر بر من اين كردگار چو بيچاره بيژن بدان ژرف چاه * نبيند شب و روز خورشيد و ماه بغل ّ و بمسمار و بند گران * همى مرگ خواهد ز يزدان بران مرا درد بر درد بفزود زين * نم ديدگانم بپالود زين